تبليغاتX
خشت خام
كوتاه ترين نامه عاشقانه براي گلم
بو ميدي
|+| نوشته شده در شنبه 23 خرداد1388 ساعت 18:40 توسط محسن |



یک دو بیتی و یک رباعی

تو بی ترمز نشستی پشت فرمان

و من آرام توی این خیابان

ترافیک دلم بدجور گره خورد

تصادف کرد وقتی چشمهامان

********

آن لحظه که لب به لب پر از احساسیم

یک باغ پر از شکوفه ی گیلاسیم

عشق من و تو راوی یک اسطوره است

ما هر دو نفر ساقه یک ریواسیم

|+| نوشته شده در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 ساعت 18:24 توسط محسن |



مدتی این مثنوی...
 

بولبوله کی

ل سه ر گوله کئ

میز کر

 

بلبلی

روی گلی

شاشید

 

محض رعایت قوانین کپی رایت باید عرض کنم که این شعر از محصولات دوستان منه در حالت چتی

 

|+| نوشته شده در پنجشنبه 3 اردیبهشت1388 ساعت 9:49 توسط محسن |



رنگ
 

مرد پاییزی

دست در توبره اش کرد و

رنگ پاشید به رویم

|+| نوشته شده در جمعه 8 آذر1387 ساعت 9:40 توسط محسن |



ان در احوالات روباه حسود
 

روبهی قالب پنیری دید

با لگد پرتش کرد

زاغک و پنیر و درخت...!!!

|+| نوشته شده در پنجشنبه 9 آبان1387 ساعت 18:1 توسط محسن |



برگی در باد
 

شه لپه ک  بوومه له شه مالئ

شه مال  ته ره  به روه  مالئ

ئه زی  بئ  مالم  هه والئ

 

برگی شده ام در باد

بادی که به خانه اش می رود

من اما هیچ خانه ای ندارم  ای یار!

|+| نوشته شده در جمعه 3 آبان1387 ساعت 16:19 توسط محسن |



گاو پیشانی سفید
 

شه وه  ره شه  شه وه  ره شه

بوومه  گایئ  هه نی  به شه

ئارئ دلئ مئ  هین  گه شه

 

در تاریکی بی پایان شبها

گاو پیشانی سفیدی شده ام

با آتشی افروخته در دل

|+| نوشته شده در سه شنبه 16 مهر1387 ساعت 9:51 توسط محسن |



بی صدا
 

دگرینی بئ ده نگ بئ ده نگ

شین هاته سه ر مه چوو شه ره نگ

دلئ مه یئ زیو بوویه ژه نگ

 

آرام و بی صدا می گرییم

در عزای شادی های فراموش شده

و دل های زنگار گرفته

|+| نوشته شده در چهارشنبه 3 مهر1387 ساعت 11:52 توسط محسن |



عشق کثیف
 

وقتی صدای وق وق سگهای هار شهر

می آمد از حوالی میدان دار شهر

با هم قرار گذاشتیم کنار توالتی

آنورتر از درخت کج پارک لعنتی

یک دست جام باده و یک دست تو دماغ

رفتیم دیدار لجن های گند باغ

از مرگ با تو گفتم و از طعم تلخ زهر

از بی وفایی فلک و آسمان و دهر

تو پوزخند می زدی و اشک شور من

سر خورد روی زخم دل سوت و کور من

نفرت نشست بر سر راه نگاه مان

حناق شد توی گلو سرد آه مان

بالا می آورم غزلم را و بعد از این

نفرین به هر چه عشق به هر چیز مثل این

|+| نوشته شده در چهارشنبه 3 مهر1387 ساعت 11:41 توسط محسن |



ژوان
 

كيوانيئ !   كيوانيئ !

بروش له سه ر ئير دانيئ

وه خوه چوويه سه ر  كانيئ

 

بانوي من!

آتش زير ديگ زبانه ميگيرد و

تو لب چشمه بهانه

|+| نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1387 ساعت 17:45 توسط محسن |